کتاب ماه ادبیات و فلسفه

آذر و دي 1380 - شماره 50 و 51

پایگاه مجلات تخصصی نور

عنوان مقاله:گامي اساسي در جمع آوري قصه هاي ايراني

نويسنده: محمد جعفري قنواتي

چکیده: کتاب قصه‏هاى مردم حاصل کار گروهى تعدادى از پژوهشگران پژوهشکده مردم‏شناسى سازمان میراث فرهنگى است که به وسیله سید احمد وکیلیان ویرایش شده است.در این نوشته ابتدا اشاره‏اى گذرا به اهمیت افسانه‏ها، پیشینه گردآورى آنها به وسیله پژوهشگران ایرانى و خصوصیات این پژوهشها کرده‏ام سپسامتیازات کتاب را در سه محور برشمرده‏ام که عبارت‏اند از: کار گروهى، پاى‏بندى به نثر حکایتى و روایى افسانه‏ها و طبقه‏بندىقصه‏ها بر اساس روش معرفت آرنه/تامپسون.بعد از آنایده‏هاى کلى موجود درافسانه‏ها را مورد بررسى قرار داده‏ام.سعى شده است ارتباط میان این ایده‏ها با آنچه در افسانه‏هاى کهن ایرانى وجود دارد تا حد امکان توضیح داده شود.این بررسى به اقتضاى ماهیت مقاله نمى‏توانست گسترده باشد، از این رو تلاش کرده‏ام فقط به برخى از ویژگیهاى مهم قصه‏ها و آن هم به طور کلى بپردازم. در نهایت نیز به کاستیهاى کتاب اشاره کرده‏ام. افسانه‏ها و قصه‏هاى عامیانه، قصه زندگى ملتهاست.قصه مبارزه آنهاعلیه طبیعت ناآرام و سرکش براى تسلط بر خشم و غضبى است که گهگاه بر انسان وارد مى‏شده است.روایتهایى هستند کهبیانگر خواسته مردم مبنىبر اعتدال در طبیعت و اجتماع و آرزوى آنها دایر بر نفى بى‏نظمیها، کژیها و کاستیها بوده است؛اما به زبانى دیگر و گاه به زبانى غیر از زبان انسانها.در حقیقت تدوین‏کنندگان افسانه‏ها به دلایل مختلف از جمله عامل اجتماعى خوش‏تر داشته‏اند که سرّ دلبران خویش را در حدیثدیگران بازگویى کنندتا به این وسیله هم ناگفتنیها گفته شوند و هم راویان از پیگرد اجتماعى در امان باشند. قریب هفتاد سال از گردآورى افسانه‏هاى ایرانى به وسیله پژوهشگران بومى مى‏گذرد.صادق هدایت، کوهى، امینى،صبحى، انجوى، بهرنگى و شاملو از درگذشتگان و فقیرى،میهن‏دوست، درویشیان و میرکاظمى(که عمرشاندراز باد)از زندگان، نامهایى آشنا براى علاقه‏مندان به فرهنگ عامیانه هستند.تاکنون بیش از دهها کتاب و افزون بر هزار افسانه از قصه‏هاى مردم به همت این افراد چاپ شده است، اما به رغم این کوشش باید گفت آنچهچاپ شده است قطره‏اى در مقابل دریاست.ایران ما به دلیلموقعیت خاص جغرافیایى و نیز به دلیل تنوع قومى و زبانى و همچنین به سبب گذشته پر بار فرهنگى آن، گنجینه بى‏نظیر افسانه‏هاى عامیانه است.متأسفانه از این گنجینه بى‏نظیر تاکنون فقط صفحات محدود و معدودى ورق خورده است؛به گونه‏اى که قصه‏هاى ایرانى در طبقه‏بندى بین‏المللى قصه‏ها هیچگونه جایى ندارند.صادقهدایت که بى‏شک از او به عنوان پیشتاز پژوهشگران قصه‏هاى مردم باید یاد کرد قریب شصت سال پیش در انتقاد به بى‏توجهى نسبت بهجمع‏آورى اجزاى فرهنگ عامیانه و از جمله افسانه‏ها با تأسف چنین نوشته است:«در سرتاسر[کشور]رومانى یک دهکده هم پیدا نمى‏شود که تمام ترانه‏هاى عامیانه آنجا یادداشت نشده و آهنگ آنها را به نوت موسیقى ننوشته باشند.یا در کشور ایرلند تاکنون وزن کاغذهایى که روى آنها اینگونه آثار را جمع کرده و نوشته‏اند به شصت خروار رسیده است.»

(نوشته‏هاى فراموش شده، ص 194)